شاهزاده شیطانی من
- ات خب بزار حرف بزنم
+چه حرفییی( بغض_ عربده)
معلومه تو بهم خیانت کردیی عوضی( با گریه مشت میزد به قفسه سینه جونکوک)
اول دخترونگیمو گرفتی بعدم بهم خیانت کردی حدقل میزاشتی ازدواج کنیم بعدد
( عربده بغض گریه)
جونگ کوک صورت ات رو توی دستاش قاب کرد
-آروم باش بخدا خیانت نکردم
+ معلومهههه😭😭( با گریه مشت میزد تو سینه جونکوک)
- ات بخدا رد این کیس مارک ها کار خودته
+ چ چ چی؟؟ چطور ممکنه؟؟
من که بیهوش بودم! چرا انقدر دروغ میگی
- نخیرم خودت بودی چطور یادت نمیاد
+نخیر انقدر دروغ نگو( با حالت لوس برگشتم پشت
- ات کار خودت بود چجوری یارت رفته
+ نمیدونم اخه چجوری یادم رفته؟؟؟. خب تو که یادت هست بگو چیکار کردم
- یادت نمیاد از خود بی خود شده بودی تازه خودتم با بوسات شروع کردی
+ پشیمون شدم ایکاش نمیگفتی( از خجالت سرشو انداخت پایین این گوجه قرمز شده بود)
- بعدشم تو دیگه زن منی این کارا عادیه
+ اما اخه
خواست ادامه حرفشو بگه که یهو نیلا اومد تو اتاق
خیره شد به بدن لخت جونگ کوک
+ به چی نگا میکنی؟؟( عصبی غیرتی)
چشاتو درویش کن عزیزم
+چه حرفییی( بغض_ عربده)
معلومه تو بهم خیانت کردیی عوضی( با گریه مشت میزد به قفسه سینه جونکوک)
اول دخترونگیمو گرفتی بعدم بهم خیانت کردی حدقل میزاشتی ازدواج کنیم بعدد
( عربده بغض گریه)
جونگ کوک صورت ات رو توی دستاش قاب کرد
-آروم باش بخدا خیانت نکردم
+ معلومهههه😭😭( با گریه مشت میزد تو سینه جونکوک)
- ات بخدا رد این کیس مارک ها کار خودته
+ چ چ چی؟؟ چطور ممکنه؟؟
من که بیهوش بودم! چرا انقدر دروغ میگی
- نخیرم خودت بودی چطور یادت نمیاد
+نخیر انقدر دروغ نگو( با حالت لوس برگشتم پشت
- ات کار خودت بود چجوری یارت رفته
+ نمیدونم اخه چجوری یادم رفته؟؟؟. خب تو که یادت هست بگو چیکار کردم
- یادت نمیاد از خود بی خود شده بودی تازه خودتم با بوسات شروع کردی
+ پشیمون شدم ایکاش نمیگفتی( از خجالت سرشو انداخت پایین این گوجه قرمز شده بود)
- بعدشم تو دیگه زن منی این کارا عادیه
+ اما اخه
خواست ادامه حرفشو بگه که یهو نیلا اومد تو اتاق
خیره شد به بدن لخت جونگ کوک
+ به چی نگا میکنی؟؟( عصبی غیرتی)
چشاتو درویش کن عزیزم
- ۲۵۱
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط