my crazy mafiya
Part23
وپوزخند زد بهم....
مجبور بودم نگاهمو ازش بگیرم اگه دست خودم بود تا صبح نگاش میکردم
ولی اشکال نداره همه ی این روز هارو جبران میکنم
بعد از اینکه جفتمون بله رو گفتیم باید همو میبوسیدیم
یک نگاه بع الیکا کردم
دستشو بالا آورد و به منظوری اینکه ادامه بده . واقعا انتظار همچین برخوردی نداشتم
به هر حال رومو به طرف کلین بردم و شروع کردن به بوسیدنش
بعد از جشن یکی یکی به سمت میز ها میرفتیم و به مهمون ها خوش آمد میگفتیم
رسیدیم به میزی که سوهی نشسته بود
_جناب جئون امیدوارم خوشبخت شین واقعا به هم میایم
+م...ممنون
$جونگ کوک معرفی نمیکنی
+خب....
_من یک دوستم،یک دوست قدیمی که از این به بعد بیشتر همو میبینیم
و دستشو به طرف کلین دراز کرد و دست دادن ولی از این رفتار سوهی ترسیدم اون روز هم گذشت
$خب امشب شب اول ازدواجمون
+خب(سرد)
$خب؟
+چی با خودت فکر کردی خوبه خودت میدونی ازدواج نا قرار داده .....
ادامه دارد....
لایک و کامنت و فالو یادت نره 😘
وپوزخند زد بهم....
مجبور بودم نگاهمو ازش بگیرم اگه دست خودم بود تا صبح نگاش میکردم
ولی اشکال نداره همه ی این روز هارو جبران میکنم
بعد از اینکه جفتمون بله رو گفتیم باید همو میبوسیدیم
یک نگاه بع الیکا کردم
دستشو بالا آورد و به منظوری اینکه ادامه بده . واقعا انتظار همچین برخوردی نداشتم
به هر حال رومو به طرف کلین بردم و شروع کردن به بوسیدنش
بعد از جشن یکی یکی به سمت میز ها میرفتیم و به مهمون ها خوش آمد میگفتیم
رسیدیم به میزی که سوهی نشسته بود
_جناب جئون امیدوارم خوشبخت شین واقعا به هم میایم
+م...ممنون
$جونگ کوک معرفی نمیکنی
+خب....
_من یک دوستم،یک دوست قدیمی که از این به بعد بیشتر همو میبینیم
و دستشو به طرف کلین دراز کرد و دست دادن ولی از این رفتار سوهی ترسیدم اون روز هم گذشت
$خب امشب شب اول ازدواجمون
+خب(سرد)
$خب؟
+چی با خودت فکر کردی خوبه خودت میدونی ازدواج نا قرار داده .....
ادامه دارد....
لایک و کامنت و فالو یادت نره 😘
- ۱.۳k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط