{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل پریشان شدنم را ببین

فصل پریشان شدنم را ببین
بی سر و سامان شدنم را ببین
بی تو فرو ریخته ام در خودم
لحظه ی ویران شدنم را ببین

کوچه پر از رد قدم های توست
پشت همین پنجره می خوانمت
پس تو کجایی که نمی بینمت؟
پس تو کجایی که نمی دانمت؟

بی تو پر از داغ پریشانی ام
مهر جنون خورده به پیشانیَم
پس تو کجایی که نمی بینیَم؟
پس تو کجایی که نمی دانیَم؟

این منم، این ساکت بی هم صدا
این منم، این خسته ی بی همسفر
حسرت افتاده ترین سایه ام
غربت آواره ترین رهگذر
غربت آواره ترین رهگذر

بی تو پر از داغ پریشانی ام
مهر جنون خورده به پیشانیَم
پس تو کجایی که نمی بینیَم؟
پس تو کجایی که نمی دانیَم؟

فصل پریشان شدنم را ببین
دیدگاه ها (۰)

عزیزم لطفاپاک کن، دنبال نکن، دوست نباشبلاک کن، قطع ارتباط کن...

تو تا حالا از توی عکس به من خیره شدی؟ تا حالا با دیدن عکسم ب...

بی بهونه بی بهونه؛ عاشقتم آی عاشقونه!عشق دلم مهربونم؛ خیلی د...

دلم براے بوییدنِ یک ممنوعه شیرینتا خود بهشتهوس سیب دارد ...♥...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط