{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز خاطراتی که نوشته بودم رو خوندم

امروز خاطراتی که نوشته بودم رو خوندم
چقدر فانتزی بود زندگی
انگار تو سریالا بودی
اما وقتی یاد اسیبی که بهم زد افتادم نتونستم دفتر خاطراتم رو کامل کنم ....
دیدگاه ها (۱)

میدونی الان یه حال سردرگمی دارم خوشحالم چون حالش بهتر شده ام...

ای کاش زودتر تابستون بشه .....

بله ترکیب برنده این پدر و پسرن

بله عزیزان منتظر ایشونیم

سحر متنی که نوشته بودم خونده بود. دیروز گفت: قلمت خوبه ها......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط