{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچیک که بودم کلی آرزو داشتم که حتی نمیشد بشمارمشون اما ا

کوچیک که بودم کلی آرزو داشتم که حتی نمیشد بشمارمشون اما الان فقط یه آرزو دارم: شب بخوابم صبح هر چقدر صدام کردن بیدار نشم
دیدگاه ها (۰)

کاش یروزی تو داستان زندگیم همچین متنیو بنویسن: ".... ولی فرد...

قلبم جوری درد میکنه انگار ارث باباشو خوردم😑💔

بگم سلامتیه چی.....؟ به سلامتی روزگار که پیرم کرد...!؟ سلامت...

به غم گفتم: از چیه من خوشت میاد؟ گفت: از زیبایی چشم هایت.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط