پس از تو سرنوشت قلب شیدایم چه خواهد شد

پس از تو سرنوشت قلب شیدایم چه خواهد شد
چرا ماه نگاهت را گرفتی از شب چشمم
نگفتی آسمان تار شب هایم چه خواهد شد
دلم مهتاب را بی تو نمی‌بیند نمی‌خواهد
نباشی سرنوشت ماه زیبایم چه خواهد شد
چرا تن پوش گرمت را از آغوش تنم بردی
نماندی تا ببینی فصل سرمایم چه خواهد شد
شکستی شیشه دل را به سنگ بی وفای ها
بگو تکلیف زخم قلب رسوایم چه خواهد شد
هیاهوی غمی در جانم افتاده نمی‌دانم
سرانجام غبار روح تنهایم چه خواهد شد
هزاران فکر آشفته به دهنم مانده بی پاسخ
نمی‌دانم جواب این چرا هایم چه خواهد شد
شنیدی سرگذشت تلخ شعر شهریار م را
بیا بنشین بگو عشق ثریاییم چه خواهد شد😔😔
دیدگاه ها (۲)

ودرد به استخوانم رسیدهآما هنوز خودم را نباخته م و روزگار را ...

نامه مینوشتیم.. مثل حالا نبود..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط