{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم
ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم
هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند
آن قدر کز رخ شرم تو خجل گردیدم
اسب جرات چو هوس تاخت به جولانگه عشق
من رخ از عرصهٔ راحت طلبی تابیدم
استخوان‌بندی شطرنج جهان کی شده بود
صبح ابداع که من مهر تو می‌ورزیدم ؟
هجر چون اسب حریفان مسافر زین کرد
عرصه خالی شد از آشوب و من آرامیدم
آن دلارام که منصوبه طرازی فن اوست
بیدقی راند که صد بازی از آن فهمیدم
فکر خود کن تو هم ای دل که به تاراج بساط
شاه عشق آمد و من خانهٔ خود برچیدم
دیدگاه ها (۰)

با تو آن روز که شطرنج محبت چیدمماتی خود ز تو در بازی اول دید...

با تو آن روز که شطرنجِ محبت چیدمماتیِ خود ز تو در بازیِ اول ...

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راندعرصه شطرنج رندان را مجا...

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیستدرحقِ ما هرچه گوید جای هیچ ...

#پويش #ما_پاسدار_زبان_فارسی_هستيم#انديشمندان_جوان_سپنتا#کدام...

زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هرچه گوید جای ه...

☘️آخرین امتحان رو دادم، با خوشحالی،تمام خودکار انداختم ته جی...

حافظ _ کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست

.زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیستدر حق ما هر چه گوید جای هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط