{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به چه کسی سپردی؟

مرا به چه کسی سپردی؟
که رفتی و بازنگشتی دیگر؟
دیدگاه ها (۰)

" حرف است فرآوان و دگر حوصله ای نیست "" از بغضِ عمیق به گلوی...

از چيزى حرف می‌زد كه حرفش نبود. به چيزى می‌خنديد كه در خلوت ...

گمان می‌کردم آنکه دوستم دارد، حتی اگر غرق در تاریکی‌ام باشم ...

آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکناکنون زمان زندگیست، ...

تو چرا بازنگشتی دیگر...؟💔

عروسک هایت هنوز نمیدانندچرا دیگر به آغوششان بازنگشتی ...💔😭

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی😢🌙عاشقان ماه 🌙

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط