من میخوامت دختر عمو پارت
من میخوامت دختر عمو پارت ۱۰
ویو صبح
جیا:بیدار شدم و بدو بدو رفتم دستشویی و بالا اوردم که تهیونگ هم همراهم دویید آمد
ته:جیا چت شد یهویی(نگران)
جیا:چی میخواد باشه حامله ام
ته:چییییی(داد ذوق)
جیا:و این یعنی که لیلیلی (خنده)
ته:جیا رو محکم بغل کرد
جیا:خفه شد بچمممممم
ته:جیا بخاطر دیشب بازم معذرت میخوام مالکیتم زد بالا(سرشو انداخت پایین)
جیا:نگووو تو هم دست خودت نبود خب بریم پایین به بقیه بگیم؟
ته:بریم وای ذوق دارم
جیا:لپ تهیونگ رو کشید
جیا:خودوووووو(خنده)
ته:جیا تو چقدر قدرت زیادههه
جیا:دوست دارم بریم پایین دیگه
ویو میز صبحانه
ته:خب منو جیا میخوایم یه خبر خوب بدیم
همه:و اون چیه؟
جیا:من باردارم
بابابزرگ:مبارکه(لبخند)
مامان بزرگ:به دخترم سخت نگیری هااا
بابا جیا:دارم بابابزرگ میشممم
باباته:واییی فک کن یه بچه بهم بگه بابابزرگ
مامان جیا:مبارکه دختر قشنگم
مامان ته: تبریک میگم خوشگله التبه جیا خوشگلم نه تهیونگ
کوک:دارم عمو میشممممممم(داد)
جیا:خب حالا کوک خودتو پاره نکن
ته:راس میگه داداش جنبه داشته باش
جیا:ما دیگه بریم دکتر
ویو تو ماشین
ته:زندگیم چرا انقدر ساکتی؟
جیا: آمم میشه بعد دکتر بریم کتاب خونه
ته:تو چرا بیشتر وقتت رو با کتاب میگیری
جیا:چون از یه انسان یه انسان منطقی میسازه
ته:چرا انقدر زود همه رو میبخشی؟
جیا:چون از کینه خوشم نمیاد و دوست دارم از یه راهی محبت دوباره بسازم
ته:چرا اول با من سرد بودی اما با کوک خوب بودی؟
جیا:بخاطر اینکه خیلی رومخ بودی همش نمک میریختی
ته:نمک میریزم فقط بخاطر تو
جیا:منم حسود میشم فقط بخاطر تو
و رسیدیم دکتر و دکتر آمد با جواب آزمایش
دکتر:جیا خانم شما باردارید و دو روزتونه
جیا:خب ممنون
دکتر:میتونید برید اما من با آقای کیم کار دارم
جیا:باشه
ته:خب چیزی شده؟
دکتر:خانم کیم بارداری سختی خواهی داشت پر از گریه و قهر و دعوا و استرس و اضطراب و این باعث آسیب به بچه نمیشه به خانم جیا آسیب میزنه
ته:خب چجور اسیبی؟
دکتر:تومور مغزی
ته:چیییی باشه خیلی ممنون فعلا
ویو تهیونگ
یعنی چی تومور مغزی اگه بهش آسیب بزنه چی اگه از دستش بدم آه حالم خیلی بد بود
و با جیا رفتیم کتاب خونه و بعد رفتیم خونه
و دیگه هوا تاریک شد و رفتیم بخوابیم
ویو ساعت ۳ شب
جیا:تهیونگ(اروم)
ته:جااااا...نممممم(خواب الود)
جیا:من بستنی طالبی میخوام
ته:عشقم ساعت سه نصف شب من از کجا بیارم
جیا:ولی من میخواممممم
ته:چشم(و رفت گرفت و آورد)
جیا:میسییییی(لبخند)
ته:لبخند مستطیلی
و خوردم رفتیم رو تخت که تهیونگ منو به خودش چسبوند و دستشو برد تو نیم تنه ام
جیا:ههههه
ته:چیه مگه مال خودمه تو همه چیت برای منه گفته بودم مالی که توش حرصیم
جیا:نهه برای تو نیست برای منه... آیییی چرا فشار میدی دردم میخواد بخواب بدو
ته:اول باید بگی برای توعه من مال توعم
جیا:باشه چشم برای توعه
ته:آفرین دختر بابایی
و خوابیدیم
ویو تهیونگ
ادامه دارد.......
ویو صبح
جیا:بیدار شدم و بدو بدو رفتم دستشویی و بالا اوردم که تهیونگ هم همراهم دویید آمد
ته:جیا چت شد یهویی(نگران)
جیا:چی میخواد باشه حامله ام
ته:چییییی(داد ذوق)
جیا:و این یعنی که لیلیلی (خنده)
ته:جیا رو محکم بغل کرد
جیا:خفه شد بچمممممم
ته:جیا بخاطر دیشب بازم معذرت میخوام مالکیتم زد بالا(سرشو انداخت پایین)
جیا:نگووو تو هم دست خودت نبود خب بریم پایین به بقیه بگیم؟
ته:بریم وای ذوق دارم
جیا:لپ تهیونگ رو کشید
جیا:خودوووووو(خنده)
ته:جیا تو چقدر قدرت زیادههه
جیا:دوست دارم بریم پایین دیگه
ویو میز صبحانه
ته:خب منو جیا میخوایم یه خبر خوب بدیم
همه:و اون چیه؟
جیا:من باردارم
بابابزرگ:مبارکه(لبخند)
مامان بزرگ:به دخترم سخت نگیری هااا
بابا جیا:دارم بابابزرگ میشممم
باباته:واییی فک کن یه بچه بهم بگه بابابزرگ
مامان جیا:مبارکه دختر قشنگم
مامان ته: تبریک میگم خوشگله التبه جیا خوشگلم نه تهیونگ
کوک:دارم عمو میشممممممم(داد)
جیا:خب حالا کوک خودتو پاره نکن
ته:راس میگه داداش جنبه داشته باش
جیا:ما دیگه بریم دکتر
ویو تو ماشین
ته:زندگیم چرا انقدر ساکتی؟
جیا: آمم میشه بعد دکتر بریم کتاب خونه
ته:تو چرا بیشتر وقتت رو با کتاب میگیری
جیا:چون از یه انسان یه انسان منطقی میسازه
ته:چرا انقدر زود همه رو میبخشی؟
جیا:چون از کینه خوشم نمیاد و دوست دارم از یه راهی محبت دوباره بسازم
ته:چرا اول با من سرد بودی اما با کوک خوب بودی؟
جیا:بخاطر اینکه خیلی رومخ بودی همش نمک میریختی
ته:نمک میریزم فقط بخاطر تو
جیا:منم حسود میشم فقط بخاطر تو
و رسیدیم دکتر و دکتر آمد با جواب آزمایش
دکتر:جیا خانم شما باردارید و دو روزتونه
جیا:خب ممنون
دکتر:میتونید برید اما من با آقای کیم کار دارم
جیا:باشه
ته:خب چیزی شده؟
دکتر:خانم کیم بارداری سختی خواهی داشت پر از گریه و قهر و دعوا و استرس و اضطراب و این باعث آسیب به بچه نمیشه به خانم جیا آسیب میزنه
ته:خب چجور اسیبی؟
دکتر:تومور مغزی
ته:چیییی باشه خیلی ممنون فعلا
ویو تهیونگ
یعنی چی تومور مغزی اگه بهش آسیب بزنه چی اگه از دستش بدم آه حالم خیلی بد بود
و با جیا رفتیم کتاب خونه و بعد رفتیم خونه
و دیگه هوا تاریک شد و رفتیم بخوابیم
ویو ساعت ۳ شب
جیا:تهیونگ(اروم)
ته:جااااا...نممممم(خواب الود)
جیا:من بستنی طالبی میخوام
ته:عشقم ساعت سه نصف شب من از کجا بیارم
جیا:ولی من میخواممممم
ته:چشم(و رفت گرفت و آورد)
جیا:میسییییی(لبخند)
ته:لبخند مستطیلی
و خوردم رفتیم رو تخت که تهیونگ منو به خودش چسبوند و دستشو برد تو نیم تنه ام
جیا:ههههه
ته:چیه مگه مال خودمه تو همه چیت برای منه گفته بودم مالی که توش حرصیم
جیا:نهه برای تو نیست برای منه... آیییی چرا فشار میدی دردم میخواد بخواب بدو
ته:اول باید بگی برای توعه من مال توعم
جیا:باشه چشم برای توعه
ته:آفرین دختر بابایی
و خوابیدیم
ویو تهیونگ
ادامه دارد.......
- ۳۷۳
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط