{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

دواسلاید

هر روز،
زنان این سرزمین با ترسی قدیمی از خواب بیدار می‌شوند؛
ترس از دیده شدن،
شنیده شدن،
و حتی زنده ماندن.
خشونت،
تنها بیرون از خانه نیست.
گاهی صدایش از همان اتاق کناری می‌آید؛ از مردی که "پدر" نام گرفته، یا همسری که ادعای عشق دارد.
خیابان،
برای بسیاری از ما میدان جنگ است.
نگاه‌ها،
کلمات،
دست‌هایی که حق لمس ندارند.
خشونت،
در جامعه‌ای که زن را "ناموس" می‌بیند نه "انسان"، همه‌جا هست؛
در قانون،
در سنت،
در ترس‌هایی که نسل به نسل به دختران منتقل شده.

دختران این سرزمین، پیش از آن‌که زندگی را بفهمند، یاد می‌گیرند چگونه زنده بمانند.
یاد می‌گیرند راه رفتن،
حرف زدن،
لباس پوشیدن،
نفس کشیدنشان نباید "اشتباه" باشد.
و هنوز هم، هر زنی که از خانه بیرون می‌رود، با خودش فکر می‌کند:
نکند این آخرین بار باشد؟

زنان این سرزمین، از زندگی خسته‌اند،
اما از مرگی که به دست مردان رقم بخورد، بیشتر می‌ترسند.
برای #الهه_حسین_نژاد
#نبض_مانا
دیدگاه ها (۰)

معرفی کتاب

عاشقانه های شبنم

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!به دارکوب ها نگاه کن...

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

خانه پیامبر(ص) کجاست؟ شاید اگر امروز از ما بپرسند، نشانی کوچ...

🌹 هفته دفاع مقدس؛ روایت حماسه‌ای که هنوز ادامه دارددفاع مقدس...

شناسنامه شخصیت: کیم یونا سن: ۲۳ سال ظاهر: معصوم، کم‌حرف، شکن...

دیدن

رسانه منحط دنیای اقتصاد که سابقه تاریکی در به ابتذال کشاندن ...

مادرم نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط