{ماه خونی}
پارت: اخر
ویو ۱۸سالگی ات:
+کوک اگه دستم بهت نرسه
_ببخشید بیبیی
(کوک ات رو وقتی بغل کرده بود گفت یکم سنگین شدی🥺💘)
_باشه...اه (نفس نفس)
+اییی پاممم
_چی شد؟
+جنابعالی دیشب منوک.....دی
_😂😂
+نخند
و اون ها باهم ازدواج کردن نظر برقیه مهم نبود
فقط
زندگی خودشون....
بعد این همه زندگی مشترک ات باردار می شه
یک دختر کوچولو به اسم آیول(اون نه) به دنیا میارن و با عشق بزرگش کردن
سخن ادمین گلتون:
اون دو به شهر کشور و دنیا سابت کردن که
سن فقط و فقط یک عدده یک عدده مزخرف
و با خوبی و خوشی زندگی کردن
--------------------------------
حیحی
خوب تموم شد؟
چرت نشده که🥺
اگه هم شده ببخشید اخه اولین فیکم هست
بوس بایی
ویو ۱۸سالگی ات:
+کوک اگه دستم بهت نرسه
_ببخشید بیبیی
(کوک ات رو وقتی بغل کرده بود گفت یکم سنگین شدی🥺💘)
_باشه...اه (نفس نفس)
+اییی پاممم
_چی شد؟
+جنابعالی دیشب منوک.....دی
_😂😂
+نخند
و اون ها باهم ازدواج کردن نظر برقیه مهم نبود
فقط
زندگی خودشون....
بعد این همه زندگی مشترک ات باردار می شه
یک دختر کوچولو به اسم آیول(اون نه) به دنیا میارن و با عشق بزرگش کردن
سخن ادمین گلتون:
اون دو به شهر کشور و دنیا سابت کردن که
سن فقط و فقط یک عدده یک عدده مزخرف
و با خوبی و خوشی زندگی کردن
--------------------------------
حیحی
خوب تموم شد؟
چرت نشده که🥺
اگه هم شده ببخشید اخه اولین فیکم هست
بوس بایی
- ۳۳۶
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط