روندگان طریقت ره بلا سپرند

رَوَندگانِ طریقت رَهِ بلا سِپُرَند
رفیقِ عشق چه غم دارد از نَشیب و فراز

غمِ حبیب نهان بِه ز گفت و گوی رقیب
که نیست سینهٔ اربابِ کینه محرمِ راز

اگر چه حُسنِ تو از عشقِ غیر مُستَغنیست
من آن نیَم که از این عشقبازی آیم باز

چه گویَمَت که ز سوزِ درون چه می‌بینم
ز اشک پُرس حکایت که من نیَم غَمّاز

چه فتنه بود که مَشّاطِهٔ قضا انگیخت
که کرد نرگسِ مستش سیَه به سرمهٔ ناز...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

تو را به یاد می آورم اما نمی توانم سراغت بیایمزیرا میان ما د...

و من گاهی نه صورتتنه چشمانتکه دلم می خواهدصدایت را ببینمتمام...

ای غم ! نمی دانمروز ِ رسیدن روزی ِ گام ِ که خواهد بوداما دری...

پاییز هزاران برگ بهانه دارد برای دلتنگی برای تمام شعرهای ناق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط