{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چی‌هیونگ : من هنوزم میخواستم رها باشم، ولی بابام قبول کرد

چی‌هیونگ : من هنوزم میخواستم رها باشم، ولی بابام قبول کرد بزاره من با نونا کار کنم~ امیدوارم بتونیم یه مدت طولانی با هم کار کنیم~
پدرش : من اجازه دادم اون حقه باز یه مدت طولانی رها باشه~!😐
دیدگاه ها (۰)

۲دقیقه🙂⚰️

و تمام⚰️🙂🐻❤😍🤕🤒

۳دقیقه😍🥺

۴دقیقه🙂🌏

*به استی♡تولدتون مبارک استی! دیگه ۸ سالتون شده البته هنوزم خ...

Part 17جیهوپ:یعنی تو دیگه کوک رو دوست نداری؟؟نونا:معلومه دیگ...

Part 4نونا: ببینید ارباب براتون یه هدیه ناقابل دارم کوک: احت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط