{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا این داستان من و تعریف کرد😐😂🤣🤣منم یه بار اینجوری شدم ا

چرا این داستان من و تعریف کرد😐😂🤣🤣منم یه بار اینجوری شدم اون موقع ۱۲ سالم بود ماهم رفتیم برا عقد کنون یکی از فامیلامون نیومده بودن منم رفتم نشستم رو صندلی بعد گفتم عررررر کاش جونگ کوک بیاد بشینه اینجا😃😐😂😂🤣😂بعد که دیدم بابام گفت پاشم گفتم چرا گفت تو که عروس نیستی اونام دارن میان مجبور شدم پاشم😐🤣🤣🤣
دیدگاه ها (۴)

فقط اونجاش که اسم نویسنده کتابو میگه😐😂😂🤣🤣😍😂😂ای جانممممم کیوت...

و من هم زنشم گائول☺☺☺😂🤣🤣🤣🐰🐰🐰

آییی جونگ کوکم 😭😭😭😭کاش من بجای تو ناراحتی تنفسی میگرفتم 😭 ای...

این مخصوص پیشی خودمه🙂🙂🙂🐱🐱🐱@Daddy.m

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

part21 عشق پنهان《ویو ات》یک لحظه احساس کردم یکی دستش رو دور د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط