حاااااجیییی...
حاااااجیییی...
رفته بودم با مامانم همین لباس فروشی ی نزدیک خونمون ، یه پسر دیدم سنش معلوم نبود ولی کوتوله بود/-: لامصلب منو یاد ایوان انداخت ، موهاشم خرمایی بود ، بلوز سیاه داشت ولی طرحش مثل اون نبود (اما بازم منو یاد ایوان انداخت)
حیف گوشیم جا موند خونه وگرنه اگه نمی فهمید عکس میگرفتم ازش😇
رفته بودم با مامانم همین لباس فروشی ی نزدیک خونمون ، یه پسر دیدم سنش معلوم نبود ولی کوتوله بود/-: لامصلب منو یاد ایوان انداخت ، موهاشم خرمایی بود ، بلوز سیاه داشت ولی طرحش مثل اون نبود (اما بازم منو یاد ایوان انداخت)
حیف گوشیم جا موند خونه وگرنه اگه نمی فهمید عکس میگرفتم ازش😇
- ۱.۷k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط