کپی ممنوع
کپی ممنوع 🚫
یادمه ی دفعه گوشی رو دادم دسته خواهر کوچیکم که با خالم حرف بزنه ، یک ساعت داشت فس فس میکرد منم یواش طوری که فقط خودش بشنوه گفتم بدو پدرسگ بعد یهو بلند گفت آبجی بهم میگه پدرسگ😐💢هیچی دیگه آب شدم رفتم تو زمین تلفنم سریع قطع کردم
یادمه ی دفعه گوشی رو دادم دسته خواهر کوچیکم که با خالم حرف بزنه ، یک ساعت داشت فس فس میکرد منم یواش طوری که فقط خودش بشنوه گفتم بدو پدرسگ بعد یهو بلند گفت آبجی بهم میگه پدرسگ😐💢هیچی دیگه آب شدم رفتم تو زمین تلفنم سریع قطع کردم
- ۵.۳k
- ۳۰ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط