{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه‌ کنم با غم خویش؟

چه‌ کنم با غم خویش؟
که گهی بغض دلم می ترکد،
دل تنگم زِ عطش می سوزد،
شانه ای می خواهم که
گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست...!!


دیدگاه ها (۰)

تاری بزن با ساز دل، آتش بزن بر راز دلوانگه همین پیمانه را ، ...

سلام به دوستان گرامی و عزیزم بعد از مدتها تونستم برگردم🙋🏻‍♂️...

اطرافم پر دوست ..!دوستانم ،گهری بی همتا..!روزها اول صبح ؛به ...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط