{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرددیوونهمن

#مرد_دیوونه_من

Part 12

بعد از چند مین تهیونگ کام میشه
کوک لرزی می‌کنه که تهیونگ می‌فهمه میخواد کام بشه
سریع دستشو می‌بره سمت دیک پسر و با دستش سرشو میگیره
کوک از درد اخماش و توی هم فشار میده و با بغض شدیدی حرف میزنه

+ اهه و...ولم کن

تهیونگ پوزخندی میزنه و با دستش بیشتر فشار میده

- مامان منم خیلی درد کشید

[ فلش بک]

صدای التماس های زن می اومد ، داشت گریه و التماس میکرد که همسرش ولش کنه

اما اون بی غیرت تر از این حرفا بود
جلوی بادیگارد ها ولش کرد
تهیونگ یک بچه 11 ساله بود
پدرشو میبینه که دست مادرشو گرفته و کشون کشون به سمت اتاق خوابی می‌بره
تهیونگ سرک میندازه ، با صدای ناله و التماس مادرش که دوست نداشتن دست بادیگار های کثیف بهش بخوره شنیده میشد

ته تا دید که پدرش داره به سمت در اتاق میاد سریع پشت پرده جلوی در قایم میشه

مادر کوک با کلی اشک جلوی در میاد

م.ک: ارباب هق.. لطفاً ولش کنید اون کاری نکرده هق

بابای تهیونگ دستشو دور کمر مادر کوک می‌زاره و به خودش نزدیک می‌کنه
چونه زن رو میگیره و بالا نگه می‌داره

$ اون نباید باهات اینطوری حرف میزد! مروارید های زیباتو بخاطر اون هرزه هدر نده


تهیونگ با صدای ناله کوک به خودش میاد

نگاهی به دستش میندازه ، فاک! با اینکه گرفته بود اما بازم کام پسر ریخته بود

با عصبانیت به کوک نگاه می‌کنه ، دستشو بیشتر فشار میده

- مگه نگفتم نیا!

+ ب... ببخشید ( بغض )


چند ماهی میشد! هرلحظه رفتار تهیونگ با کوک وحشی و سرد تر میشد
اره ، یکی دیگه توی زندگیش بود ، بعد از اون رابطه شب ، تهیونگ دیگه به سمت کوک نیومد

اتاقاشون جدا بود ! کوک هروز کتک می‌خورد ، چون تهیونگ مست میومد خونه!

مثل همیشه ، کوک بعد از جمع کردن کل عمارت خسته و کوفته خودشو روی مبل انداخت
تهیونگ تمامی خدمتکارا و آجوما رو استعفا داد تا کوک تنها بمونه

کوک همینطور که روی مبل لم داده بود ، نگاهی به مچ دستش انداخت
کبود شده بود ، از کتک دیروز ، دیشب ، پریشب ، و شب های قبلش!

با صدای شنیدن کلید سریع از جاش بلند میشه و با ذوق به سمت در می‌ره
می‌دونست بازم قراره کتک بخوره

تهیونگ در و باز می‌کنه و با مستی زیاد بطری که دستش بود می افته زمین و میشکنه

کوک می‌ره اونجا و خورده شیشه هارو با دستش جمع میکنه
تهیونگ با پاش روی دست کوک می‌زاره و فشار میده ، تیکه شیشه خورد شده می‌ره توی دستش میره

کوک با چشمای اشکی سرشو پایین میندازه
تهیونگ با مستی زیاد حرف میزنه

- دیدی؟ بازم مقصر تو بودی! اگه زودتر میومدی و بتری رو از دستم می‌گرفتی نمی‌شکست!
دیدگاه ها (۸)

امیدوارم شبون خوش و روزی بی استرس داشته باشید..................

#مرد_دیوونه_من Part 9هردو وارد عمارت میشن عمارتی که به نام ک...

Rz prpr ¹²کوک: جین عزیزم چیشدهه جین: کوک هقق رفتم جلو تر که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط