{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گذرگاه زمان

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می‌گذرد
عشق‌ها می‌میرند
رنگ‌ها رنگ دگر می‌گیرند
و فقط خاطره‌هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می‌مانند
دیدگاه ها (۱)

چرا را این هر چی میگه برعکس میشه رو دست دیوی تو کلاه قرمزی ...

🎻تارے بزن با ساز دل🌸آتش بزن بر راز دل🎻وآنگه همین پیمانه را🌸ل...

داستان اما و دکستر است؛ دو نفری که هر سال در یک روز مشخص، دو...

من را به سرزمینی ببر که نامش آرامش باشد؛جایی که سکوت، زبانِ ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط