{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

red snow of Moscow(part 3)

ویوی ا.ت
برگشتم به خونم خیلی خسته بودم وقتی از کنار میز کارم رد شدم یه پاکت نامه رو روی میزم پیدا کردم روش نوشته بود :
"برف مسکو هیچ وقت به این سرخی نبوده ."
در پاکت رو باز کردم توش یه نشان طلایی که روش عقاب دوسر. روسیه روش هک شده بود.
و یه نامه هم توش بود نامه رو خوندم توش نوشته بود :
" تاجی از گل های وحشی ،گلی در شبنم صبگاهی .
آواز سوت گونه بلبل،جرعه ای از شیره توس .
به تماشای سکوت برویم ، در مسیر جنگلی انبوه .
با درخت توس به حد کافی درد دل کنم، از او و از عشق .
مادر کل زمین ،توس سپیدِ نازک .
برای من روسیه مقدسه .
برای دیگران خاری ریز .
28 دسامبر "
با خودم گفتم حتما یه نامه بی اهمیته ،اونو به همراه اون نشان گذاشتم داخل کشوی میز کارم.

فردا صبح
از خواب بیدار شدم برف هنوز نمیبارید آما آسمون مسکو شبیه به یه یخ سیاه بود ،سنگینو ساکت .
داشتم صبحانه درست میکردم که در خونه باز شد .
اولگا بود . با خوشحالی اومد جلو گفت :
اولگا :دختر باورت نمیشه که از دیشب چقدر فروشمون بیشتر شده . دیشب گل کاشتی سهام شرکتمون همین جوری داره بالاتر میره و حتی میتونم بگم که رکورد زدیم داخل فروش.(ذوق زده )
ا.ت:جدی میگی ! باید...... باید با سهام دار ها جشن بگیریم یکی از بهترین رستوران های مسکو رو رزرو کن .(خوشحال )
ا.ت:اوه راستی بکی هست که میخوام دعوتش کنی اسمش کیم تهیونگه رئیس شرکت بین‌المللی نواه .
اولگا:باشه اونم توی لیست مهمون ها قرار میدم .
......
اولگا از خونه رفت منم لباسامو پوشیدم و توی راه دلم پیراژگی (شیرینی سنتی روسی) خواست رفتم و یه پیراژگی خریدم .
رفتم توی شرکت داشتم میرفتم توی دفترم که یکی جلوم رو گرفت اون .........
دیدگاه ها (۱)

red snow of Moscow(part 2)

red snow of Moscow(part 1)

آتیشی که از بارون شروع شد part 44ویوی ا. تپدر جونگکوک به سمت...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_41···واقعاً نمی‌دونستم حرف‌های الانش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط