بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان می فرشد فاصله،راه نفسم
که اگر زود،اگر زود بیایی دیر است...
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
سایه ای مانده ز من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستری اش،گنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این ساده ترین تعبیر است
کاش می بودی و با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم،با غم تو درگیر است
تار های نفسم را به زمان می بافم
که تو شاید برسی،حیف که بی تاثیر است...
♔꯭⃮⃝❤️
❉্᭄͜͡
✯ ҉★
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان می فرشد فاصله،راه نفسم
که اگر زود،اگر زود بیایی دیر است...
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود
دلم از هرچه و هرکس که بگویی سیر است
سایه ای مانده ز من بی تو که در آینه هم
طرح خاکستری اش،گنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این ساده ترین تعبیر است
کاش می بودی و با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم،با غم تو درگیر است
تار های نفسم را به زمان می بافم
که تو شاید برسی،حیف که بی تاثیر است...
♔꯭⃮⃝❤️
❉্᭄͜͡
✯ ҉★
- ۵۲۰
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط