توضیح
توضیح::
یه بار دوستای قدیمیم برای خراب کردن من تو مدرسه
یه گروه تشکیل دادن و زنگ تفریح اومدن پیشم و
بهم کلی فحش میدادن و تهمت میزدن و من خیلی ریلکس
دست کسی که همه ی اینا تقصیر خودش بود رو گرفتم و
بردمش یه گوشه و به بقیه گفتم میخوام تنهایی باهاش صحبت
کنم و بعدش یهو زدم دستشو شکوندمو دهنشو گرفتم و در گوشش
گفتم با در نیوفت بچه جون و فرداش نزدیک بود اخراج شم
یه بار دوستای قدیمیم برای خراب کردن من تو مدرسه
یه گروه تشکیل دادن و زنگ تفریح اومدن پیشم و
بهم کلی فحش میدادن و تهمت میزدن و من خیلی ریلکس
دست کسی که همه ی اینا تقصیر خودش بود رو گرفتم و
بردمش یه گوشه و به بقیه گفتم میخوام تنهایی باهاش صحبت
کنم و بعدش یهو زدم دستشو شکوندمو دهنشو گرفتم و در گوشش
گفتم با در نیوفت بچه جون و فرداش نزدیک بود اخراج شم
- ۱.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط