{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توضیح::

توضیح::
یه بار دوستای قدیمیم برای خراب کردن من تو مدرسه
یه گروه تشکیل دادن و زنگ تفریح اومدن پیشم و
بهم کلی فحش میدادن و تهمت میزدن و من خیلی ریلکس
دست کسی که همه ی اینا تقصیر خودش بود رو گرفتم و
بردمش یه گوشه و به بقیه گفتم میخوام تنهایی باهاش صحبت
کنم و بعدش یهو زدم دستشو شکوندمو دهنشو گرفتم و در گوشش
گفتم با در نیوفت بچه جون و فرداش نزدیک بود اخراج شم
دیدگاه ها (۷)

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟽( ویو کاترینا ویت‌مور )اومدن این مرد از همو...

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط