{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک

𝑝𝑎𝑟𝑡5
اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒

ماریا:نه نه ارباب لطفا منو به این آقا نفروشین
(جونگ کوک یواشکی داشت نگاهشون میکرد)
ماریا:کلی گریه کرد و گفت:لطفا لطفا نزارین منو ببرن(همچنان هائو جین دست ماریا رو میکشید تا اونو ببره و ولی اون پای تهیونگ رو گرفته بود و التماس میکرد ولی تهیونگ به یه گوشه خیره سده بود و سیگار میکشید)


ماریا:لطفااا
(هائو جین ماریا رو براید استایل بغل کرد بردش تو اتاق و ماریا خیلی دست پا میزد که هائو جین پرتش کرد رو تخت)

ماریا:لطفا بزار من برم التماست میکنم
هائو جین:یکم باهات حال میکنم خوب نبودی ولت میکنم

طبقه پایین:
جونگ کوک:تهیونگ به نظرم گناه داره ترو خدا برو از دست هائو جین درش بیار هائو جین الان انقدر میکنتش تا بکشتش

تهیونگ:اه جونگ کوک باشه

(تهیونگ بدو بدو رفت بالا و در رو با شتاب باز کرد)

تهیونگ:هائو جین بیا پولت رو پس بگیر اون دختر رو بده به من
هائو جین:نه تهیونگ تو قرارمون یادت رفت؟
تهیونگ:ولشکن نگاه از درد جون نداره دیگه لباست هنوز تنته کامل در نیوردی ول کن.

(هائو جین شلوارش رو داد بالا از ماریا کشید بیرون)

هائو جین:پول......

تهیونگ:بگیر اینم پولت

(تهیونگ رفت بالا سر ماریا دید بی جونه و لباساش پاره یه گوشس دلش براش سوخت که در باز شد جونگ کوک با دیدن اون وضع ماریا اومد بالا سرش)

جونگ کوک:مرتیکه عوضی نگا چیکار دختر کرد
تهیونگ:اسمت چیه؟

ماریا:(بی جون)م...م..اری...ا ماریا
تهیونگ:اسمت قشنگه
که........





ادامه دارد........
دیدگاه ها (۰)

p𝑎𝑟𝑡6اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒(حونگ کوک پتو رو انداخت دور ماریا و برای...

𝑝𝑎𝑟𝑡7اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒جونگ کوک:به به برادر عاشق مااااتهیونگ:جپ...

𝑝𝑎𝑟𝑡3اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒(رسیدن داهل عمارت و ماریا بردن داخل تخت ...

𝑝𝑎𝑟𝑡3اسم فیک:𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑚𝑒تهیونگ:خب تو مارو دیدی نمیتونیم همینطوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط