my chute love
[my chute love 2]
part 7
لینو:هان...تو...تو واقعا فرشته ای
هان بلند شد و لینو رو بغل کرد
هان:لینو با اهیون چیکار میکنی؟؟
لینو:اون از حد خودش گذشت پس باید بکشمش
هان:چی؟بکشیش؟لطفا این کارو نکن
لینو:سنجابم ولی اون با تو بد رفتار کرد،اون تورو زد
هان:مهم نیست لطفا ولش کن
لینو:ولی...
هان:ولی نداریم باشه؟
لینو:باشه سنجابم
لینو تهیون رو صدا کرد [کمبود اسم دارم به بزرگی خودتون ببخشید]
تهیون:بله قربان[واعاو]
لینو:اهیون و ول کنین
تهیون:چ...چ...چشم قربان
و بعد هم رفت
یهو گوشی لینو زنگ خورد هیونجین بود
هیونجین:لینو،سلام
لینو:سلام
هیونجین:میای بریم بار
لینو:آرهه
هیونجین:خوبه با هان میای؟
لینو:آره
هیونجین:آشتی کردینن؟
لینو:آره
هیونجین:منم با فلیکس آشتی کردمممم
لینو:پس بزار به هان بگم بعد باهم بریم فعلا
هیونجین:فعلا
پایان تماس(چه باادبانه)
لینو:سنجاب کوچولوم میای با هیونجین و فلیکس بریم بار؟
هان:آرعععععههه
لینو:پس برو آماده شو کوچولو
هان یه تیشرت سفید پوشید با یه شلوار بگ مشکی
لینو هم همینطور (ستتتت کردن)
هیونلیکس::
هیونجین:جوجه میای با لینو و هان بریم بار؟
فلیکس:آره
هیونجین:بریم آماده بشیم جوجم؟
فلیکس:بریم
فلیکس یه تیشرت کرمی و یه شلوار سفید پوشید
هیون هم یه تیشرت کرمی و یه شلوار سفید (بازم ست)
فلیکس دست هیونجین رو گرفت و گفت
فلیکس:…
ادامه دارد…
امیدوارم خوشتون اومده باشه تا پارت بعد بابایییییی
part 7
لینو:هان...تو...تو واقعا فرشته ای
هان بلند شد و لینو رو بغل کرد
هان:لینو با اهیون چیکار میکنی؟؟
لینو:اون از حد خودش گذشت پس باید بکشمش
هان:چی؟بکشیش؟لطفا این کارو نکن
لینو:سنجابم ولی اون با تو بد رفتار کرد،اون تورو زد
هان:مهم نیست لطفا ولش کن
لینو:ولی...
هان:ولی نداریم باشه؟
لینو:باشه سنجابم
لینو تهیون رو صدا کرد [کمبود اسم دارم به بزرگی خودتون ببخشید]
تهیون:بله قربان[واعاو]
لینو:اهیون و ول کنین
تهیون:چ...چ...چشم قربان
و بعد هم رفت
یهو گوشی لینو زنگ خورد هیونجین بود
هیونجین:لینو،سلام
لینو:سلام
هیونجین:میای بریم بار
لینو:آرهه
هیونجین:خوبه با هان میای؟
لینو:آره
هیونجین:آشتی کردینن؟
لینو:آره
هیونجین:منم با فلیکس آشتی کردمممم
لینو:پس بزار به هان بگم بعد باهم بریم فعلا
هیونجین:فعلا
پایان تماس(چه باادبانه)
لینو:سنجاب کوچولوم میای با هیونجین و فلیکس بریم بار؟
هان:آرعععععههه
لینو:پس برو آماده شو کوچولو
هان یه تیشرت سفید پوشید با یه شلوار بگ مشکی
لینو هم همینطور (ستتتت کردن)
هیونلیکس::
هیونجین:جوجه میای با لینو و هان بریم بار؟
فلیکس:آره
هیونجین:بریم آماده بشیم جوجم؟
فلیکس:بریم
فلیکس یه تیشرت کرمی و یه شلوار سفید پوشید
هیون هم یه تیشرت کرمی و یه شلوار سفید (بازم ست)
فلیکس دست هیونجین رو گرفت و گفت
فلیکس:…
ادامه دارد…
امیدوارم خوشتون اومده باشه تا پارت بعد بابایییییی
- ۹۶۶
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط