my chute love
[my chute love 2]
part 6
هیونجین:فلیکس...میشه...میشه دیگه ترکم نکنی؟
فلیکس تمام مدت سکوت کرده بود
هیونجین:خواهش میکنم یه کلمه حرف بزن
فلیکس:…
هیونجین:خواهش میکنم حرف بزن[بغض]
فلیکس:هی چرا بغض کردی معلومه که دیگه ترکت نمیکنم
هیونجین فلیکس رو در آغوش گرفت و سرش رو بوسید و گفت
هیونجین:ممنون فرشته کوچولوم
فلیکس محکم تر هیونجین و بغل کرد و قطره اشکی از چشماش جاری شد
هیونجین:چرا گریه میکنی فرشته کوچولوم
فلیکس:هق...دلم...دلم...هق...برات تنگ شده بود[گریه]
هیونجین:فرشتم گریه نکن من الان پیشتم و هیچوقت قرار نیست از هم جدا بشیم
فلیکس آروم شد و لبخندی زد
هیونجین:آفرین فرشتم حالا پاشو بریم بخوابیم
فلیکس:هوم
و رفتن سمت اتاق و باهم به خواب رفتن
ویو مینسونگ::
وقتی
هیونلیکس و یجی رفتن اهیون سمت لینو رفت و گفت
اهیون:لینو این پسره هر.ز.ه کیه؟؟
لینو:اهیون دهنت و ببند
اهیون:هه لینو من خفه شم یا تو؟
و بعد سمت هان رفت و یه سیلی زد تو صورتش
لینو بلند شد و لقدی به اهیون زد و خیلی وحشتناک و جدی گفت
تو چرا زدیش ها؟میخوای کاری کنم از زندگی پشیمون شی؟؟
اهیون:او مثلا چیکار
لینو:بیاین این عوضی و ببرین و شکنجش بدین[عربده]
اهیون:لینو،لینو،متاسفم ببخشید نه[جیغ]
ولی دیگه دیر بود اون بدجور لینو رو عصبی کرده بود
لینو سمت هان رفت و دید داره گریه میکنه
لینو:ببخشید سنجاب کوچولوم من...من نتونستم ازت محافظت کنم
هان پرید بغل لینو و بوسه ای روی لپش گذاشت و گفت نه لینو تو بهترینی
لینو:هان تو...تو واقعا...
ادامه دارد…
خب عسلیا اینم پارت 6 امیدوارم خوشتون اومده باشه
تا پارت بعد باباییییی
part 6
هیونجین:فلیکس...میشه...میشه دیگه ترکم نکنی؟
فلیکس تمام مدت سکوت کرده بود
هیونجین:خواهش میکنم یه کلمه حرف بزن
فلیکس:…
هیونجین:خواهش میکنم حرف بزن[بغض]
فلیکس:هی چرا بغض کردی معلومه که دیگه ترکت نمیکنم
هیونجین فلیکس رو در آغوش گرفت و سرش رو بوسید و گفت
هیونجین:ممنون فرشته کوچولوم
فلیکس محکم تر هیونجین و بغل کرد و قطره اشکی از چشماش جاری شد
هیونجین:چرا گریه میکنی فرشته کوچولوم
فلیکس:هق...دلم...دلم...هق...برات تنگ شده بود[گریه]
هیونجین:فرشتم گریه نکن من الان پیشتم و هیچوقت قرار نیست از هم جدا بشیم
فلیکس آروم شد و لبخندی زد
هیونجین:آفرین فرشتم حالا پاشو بریم بخوابیم
فلیکس:هوم
و رفتن سمت اتاق و باهم به خواب رفتن
ویو مینسونگ::
وقتی
هیونلیکس و یجی رفتن اهیون سمت لینو رفت و گفت
اهیون:لینو این پسره هر.ز.ه کیه؟؟
لینو:اهیون دهنت و ببند
اهیون:هه لینو من خفه شم یا تو؟
و بعد سمت هان رفت و یه سیلی زد تو صورتش
لینو بلند شد و لقدی به اهیون زد و خیلی وحشتناک و جدی گفت
تو چرا زدیش ها؟میخوای کاری کنم از زندگی پشیمون شی؟؟
اهیون:او مثلا چیکار
لینو:بیاین این عوضی و ببرین و شکنجش بدین[عربده]
اهیون:لینو،لینو،متاسفم ببخشید نه[جیغ]
ولی دیگه دیر بود اون بدجور لینو رو عصبی کرده بود
لینو سمت هان رفت و دید داره گریه میکنه
لینو:ببخشید سنجاب کوچولوم من...من نتونستم ازت محافظت کنم
هان پرید بغل لینو و بوسه ای روی لپش گذاشت و گفت نه لینو تو بهترینی
لینو:هان تو...تو واقعا...
ادامه دارد…
خب عسلیا اینم پارت 6 امیدوارم خوشتون اومده باشه
تا پارت بعد باباییییی
- ۱.۱k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط