رمان رویای من

رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۵۰

دیانا: دو تا سرفه کردم

ارسلان: صورتت قرمز شده بود داشتم سکته میکردم

دیانا: بله رویت کردم داشتی پس میوفتادی

ارسلان: خوب قربون اون شکل ماهت برم از قهدی که بر نگشتی اینا همش ماله تو

دیانا: آخه خیلی گشتم بود حواسم نبود

ارسلان: بیا یکم دیگه آب بخور

دیانا: یکم دیگه بهم آب داد بهتر شدم گونشو بوس کردم

ار:لبخندی زدم و ادامه غذا رو خوردیم

دیانا: غذا رو که خوردیم میز و جمع کردیم رفتم رو تختی که تو اتاق بود خوابیدم

ارسلان: لباسامو عوض کردم رفتم تو اتاق پردرو کشیدم چون هوا قشنگ روشن شده بود و ما تازه می‌خواستیم بخوابیم

دیانا: ارسلان روی تخت دراز کشید و بغلم کرد

۵ تا پارت هدیه برای ۴۰۰ تاییشدنمون
۴۰۰ تاییشدنمون مبارک 🥳💝
دیدگاه ها (۱۷)

همسر غیره منتظره

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

مافیای من

به زیباییه مشکی

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

رومان عشق پنهانی (پارت6)

رمان سوم پارت نوزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ویو دازای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط