هی (T)
هی (T)
تقریباً هر روز میبینمت.....
ولی هنوز با اون حرفایی که بهم زدی من هنوز دوستت دارم
هنوز صدای خنده هات توی گوشم پخش میشه
هنوز وقتی داشتی راه میرفتی منم نگات میکردم رو یادمه
هنوز وقتی روی سنگ نقاشی کشیدم رفتی نگاش کردی و عکس ازش گرفتی رو یادمه
هنوز وقتی از خونه اومدم بیرون برای جلت توجهم اهنگ گزاشتی الکی رقصیدی تا من بخدنم چون مامان بزرگم فوت کرده بود رو یادمه
همه چیت یادمه
ولی تو چی....
تو حتی منم یادت میاد؟؟
که من وجود دارم؟؟
هروقت یه ماشین مثل ماشینت میبینم دقت میکنم که خودت هستی یا نه
نمیدونم الان کجایی و چیکار میکنی
بیداری یا خوابی
ولی بدون همیشه تو یادمی
یکی از پشیمونیهام اینکه هیچوقت بهت اعتراف نمیکنم....
تقریباً هر روز میبینمت.....
ولی هنوز با اون حرفایی که بهم زدی من هنوز دوستت دارم
هنوز صدای خنده هات توی گوشم پخش میشه
هنوز وقتی داشتی راه میرفتی منم نگات میکردم رو یادمه
هنوز وقتی روی سنگ نقاشی کشیدم رفتی نگاش کردی و عکس ازش گرفتی رو یادمه
هنوز وقتی از خونه اومدم بیرون برای جلت توجهم اهنگ گزاشتی الکی رقصیدی تا من بخدنم چون مامان بزرگم فوت کرده بود رو یادمه
همه چیت یادمه
ولی تو چی....
تو حتی منم یادت میاد؟؟
که من وجود دارم؟؟
هروقت یه ماشین مثل ماشینت میبینم دقت میکنم که خودت هستی یا نه
نمیدونم الان کجایی و چیکار میکنی
بیداری یا خوابی
ولی بدون همیشه تو یادمی
یکی از پشیمونیهام اینکه هیچوقت بهت اعتراف نمیکنم....
- ۴۶۸
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط