خیس بارانم ولی چیزی نمیخواهد دلم

خیس بارانم ولی چیزی نمی‌خواهد دلم
سرد ولرزانم ولی چیزی نمی‌خواهد دلم
سقف دل محکم شده امن است جای یاد تو
سخت ویرانم ولی چیزی نمی‌خواهد دلم
بغص دارد در گلو حسرت به دل ماندا ام ببین
شعر می‌خوانم ولی چیزی نمیخواد. دلم
گرچه تن زخمی تر از ابر بهارانم کنون
مث طوفانم ولی چیزی نمیخواهد دلم
خسته م در استخوانم جای زخمی کهنه است
سخت گریانم ولی چیزی نمیخواهددلم
دیدگاه ها (۰)

قلب افسرده زیاد ودل خرسند کم استروزگاریست که در آینه لبخند ک...

خسته ام از تظاهر به ایستادگی زور که نیستدیگر نمیتوانم بی دلی...

مینویسم برایت عمری است می‌رویم ونمیرسیم محبوب من دلیل ماندن ...

قصه ی مرا گرچه سرانجام شنیدی ای دوستبه داد دل من دیر رسیدی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط