قلب افسرده زیاد ودل خرسند کم است

قلب افسرده زیاد ودل خرسند کم است
روزگاریست که در آینه لبخند کم است
شهر از شیفته ی فارغ ولفاظ پراست
در غم عشق دل عاشق ودر سبز کم است
باز هم شک به وفا داری ما خواهی داشت
به تو وعشق قسم این همه سوگند کم است
عشق خون ریز و بهای غم عاشق جان است
جان ناقابل ما پیش تو هرچند کم است
با چنین آتش افروخته ی شاعر ها
اینکه را چشم تو یک عمر بگویند کم است
دیدگاه ها (۸)

خسته ام از تظاهر به ایستادگی زور که نیستدیگر نمیتوانم بی دلی...

گیسوی پریشان تو هم سوی نسیم استآغشته هوای دلم از بوی شمیم اس...

خیس بارانم ولی چیزی نمی‌خواهد دلمسرد ولرزانم ولی چیزی نمی‌خو...

مینویسم برایت عمری است می‌رویم ونمیرسیم محبوب من دلیل ماندن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط