{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتند منتشر نکن، امــــــــــا...

گفتند منتشر نکن، امــــــــــا...

هشدار، حاوی صحنه‌های دلخراش

بعضی تصاویر، هرچند ناراحت کننده، اما حرفهای خاصی را در خود دارد که با کلمات صرف، قابل بیان نیست.اینجا ایلام و محدوده پارک کودک،و این هم هجوم آشوبگران گریخته از چهارراه سعدی به منطقه مسجد جامع شهر ایلام،و آن هم مامور حفظ امنیت نوامیس و فرزندان مردم از اراذل در محدوده پارک،که یکباره خود را یکه و تنها در احاطه جمع اضداد میبیند!!!
چرا جمع اضــــــــداد؟!
اول همه باهمند،با فحاشی به دنبال او،بعد از چهارطرف چند نفر وارد تصویر می‌شود که هر کدام بصورت حرفه‌ای چند ضربه چاقو می‌زنند،با توجه به موقعیت انتخابی، احتمالا نه برای کشت و محو می‌شوند،چند نفر دیگر اما سنگ می‌زنند و مشخصا برای کُشت، و البته چند نفری هم با دیدن صحنه جنایت دلشان به رحم آمده یا پشیمان بنظر میرسند،راهشان را جدا می‌کنند و می‌ماند کنار پلیس، احتمالا اینها فقط معترض بودند نه برانداز!
آن مغازه‌دار یا عابر اما مردانگی میکند و خود را سپر پلیس!، البته چند کشیده و مشت هم میخورد. آخر سر هم، با شعار معروف منافقین«نترسین نترسین ماهمه با هم هستیم» الباقیشان میگریزند!

اما پلیس تنها...
زنده است الحمدلله،سیزده چهارده‌تا چاقو خورده و چند قلوه سنگ!
برادرش هم اما برای امنیت قبلترها شهید شده است،حقوق شهید هم شده سهم ثابت فقرا. شاید همان،دل تعدادی را منقلب کرد!

گفتند منتشر نکن،امــا برای محاکمه و برای روزی که فضای مجازی برای نجات عده‌ای از همین افراد،قیامت می‌شود، این تصویر باید بماند تا آشوبگر ومعترض و مظلوم و ظالم معلوم گردد....
دیدگاه ها (۳)

🔰 رهبر انقلاب در تحلیل حوادث اخیر:🔻ملت ایران در فاصله‌ی کوتا...

آیا شاه ادعای دین‌داری نداشت؟!برخی می‌گویند شاه هرچه بود ادع...

✅ حد یقف آزادی به مدل غرب کجاست؟! این ویدیو را ببینید تا بدا...

عشق در دنده آخرپارت : ۲۴ باد خنک کوهستان از میان درخت‌ها عبو...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ¹⁷بوی قهوه تازه، فضای کوچک...

سایه‌ای پشت لبخند پارت : ۳۰ (پایان) سه ماه از پایان آن پروند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط