{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely neighbor part : ۲۶

+‌ البته
_ دی وی دی پلیر داری؟
+ اره
_ نیم ساعت دیگه میام.
صدای در انگار که یه آهنگ مشخص داشت " تق تق "
بعد از این که گذاشتم بیاد تو تهیونگ به سر و شکلم نگاه کرد و گفت :
_ هنوز که همون لباس ها رو پوشیدی
اون شلوارش رو با یه شلوار گرمکن عوض کرده بود که به آ**ل**ت**ش چسبیده بود و قسمتی از شور**تش هم مشخص بود
لعنتی!
من چشم هام رو بالا آوردم و گفتم :
+ فکر نمیکنم این یه مهمونی چرت زدن باشه
اون از کنارم گذشت و منو با بوی ت**ح**ر**ی**ک کننده اش تنها گذاشت
_ خب میخوایم فیلم نگاه کنیم منم خواستم راحت باشم ولی فکر کنم تو، توی پیراهن احساس آزادی بیشتری داری آره؟ اینجوری بهتره؟
بعد از اون همه حرف زدن چرا من بازم داشتم جوش میخوردم و خودم رو به زحمت مینداختم تا جلوش خوب به نظر بیام؟
حق با اون بود
+‌ باشه بد به نظر نمیاد میرم لباسام رو با لباس خوابم عوض کنم
اون یه پاکت رو که میشد تو مایکروویو بذاری آورد بالا و تکونش داد
_ منم پاپ کورن درست میکنم و دی ویدی رو تو دستگاه میذارم.
اون دو و ور رو نگاه کرد و گفت :
_ كاسه ها کجان؟
به یکی از کابینت ها اشاره کردم و گفتم :
+ اون تو هستن
_ باحاله
+ اول باید مود تلوزیون رو عوض کنی الان رو دستگاه سونیه
همین طور که اینو میگفتم چرخیدم و رفتم سمت اتاق خواب
_ گرفتم
حتی اگه تو مغزم فرو میرفت که تهیونگ جلوی هر چیزی که باعث بشه اتفاق رمانتیکی بین ما بیفته رو گرفته عصب‌های بدنم اینو نمی فهمیدن لباس هام رو درآوردم هنوز هم احساس می کردم که یه احمق گیجم قلبم از همیشه تندتر می زد وقتی که از روی بی‌دقتی یه ساق رو با تیشرت خرسی جونگکوک که شب‌ها باهاش می خوابیدم پوشیدم
احساس کردم شکم غرش خفیفی کرد تصمیم گرفتم که از این وقتی که دارم برای رفتن به دستشویی استفاده کنم
به خودت از راه های بیشتری برین باشه چلسی؟
دستشویی رفتنم بیشتر از اونی که انتظار داشتم طول کشید و من از این که تهیونگ به خاطر این همه معطلی نفرینم نمیکنه سورپرایز شده بودم
وقتی که بالاخره كارم تموم شد حالم خیلی بهتر بود
وقتی صداش رو شنیدم شکمم پیچید احساس کردم که خون توی سرم منجمد شد
صدای اون
صدایی که خیلی وقت بود نشنیده بودم صدایی که سعی کرده بودم با حجم کارهام از مغزم بیرونش کنم
" جونگکوک "
یه چند لحظه مکث کردم تا مطمئن بشم خودشه
این همون دی وی دی بود که خیلی وقت پیش گذاشته بودم تو دستگاه به دی وی دی که وقتی رابطه امون تموم شد بارها و بارها پشت سرهم دیده بودم من چندین ماه بود که از دستگاه استفاده نکرده بودم ولی دیسک هنوز اون تو بود
تهیونگ نمیدونست که من پشتش هستم اون همونجا مثله مجسمه وایساده بود و داشت فیلم غیر حرفه ایم رو نگاه میکرد واقعا نمیدونستم چی بگم یا چی کار بکنم پس همون جوری خجالت زده اونجا وایسادم
وقتی این فیلم رو ضبط کردیم من و جونگکوک یه اجرا برای مرکز جوانان داشتیم و از زیر کار در رفته بودیم و داشتیم با یه دوربین قرضی تو پارک ها می‌گشتیم اون موقع من فكر میکردم که یه فیلم کوچولو میتونه خیلی خاطره ساز باشه
اون موقعه حتى روحم خبر نداشت که این فیلم قراره بعد از تموم کردنمون تبدیل به یه شکنجه ی روحی بشه برای این که بفهمم دقیقا کجا رو اشتباه کردم
گوش دادن بهش مثل این بود که به خنجر فرو بره تو سینه ام و تهیونگ هم در حال تماشام باشه
به صدام که از ویدیو پخش میشد با دقت تر گوش دادم
+ جونگکوک اصلا تصور میکردی که بخوای با من یه مصاحبه داشته باشی؟
= من یه لحظه حواسم پرت شد
+ به چی؟
= به این که الان زیر نور خورشید چقدر زیبایی من عاشق اینم که تو رو توی این حالت تماشا کنم
+ مرسى
= توى لعنتی خیلی تو دل برویی باورم نمیشه که هنوز هم وقتی ازت تعریف میکنم سرخ میشی
+ می شم؟

سلام به عزیزان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۸)

My Vampire Mate Season 2 part : 55

My lovely neighbor part : ۲۵

My lovely neighbor part : 24

🐻. من تو ادیت خوب نیستم برای همین فقط فیلم می‌گیرم و فایل رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط