{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا دیدار ِ ما به نمی دانم آن کجای فراموشی !

حالا دیدار ِ ما به نمی دانم آن کجای فراموشی !
دیدار ِ ما اصلن به همان حوالی ِ هر چه بادا باد !
دیدار ِ ما و دیدار ِ دیگرانی که ما را ندیده اند !

 
پس با هر کسی از کسان ِ من
از این ترانه ی محرمانه سخن مگوی !
نمی خواهم آزردگان ِ ساده ی بی شام
و بی چراغ
از اندوه اوقات ما با خبر شوند !
دیدگاه ها (۱)

یادت باشدمشکلات هم مثل همه چیزتاریخ انقضا دارندپس هر زمان عر...

تلنگرررررررررررررر

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنمبه ...

ی تقدیمی خاص

سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط