{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی تقدیمی خاص

حکایت باران بی امان است
این گونه که من
دوستت می دارم
شوریده وار و پریشان
بر خزه ها و خیزاب ها
به بیراهه و راه ها تاختن
بی تاب، بی قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی قرار است
این گونه که من دوستت می دارم
دیدگاه ها (۴)

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنمبه ...

حالا دیدار ِ ما به نمی دانم آن کجای فراموشی !دیدار ِ ما اصلن...

تنها که زندگی کنی، اهل رفیق بازی و این مهمونی اون دورهمی نبا...

عاشقانه های شبنم

◦•●◉✿🦋✿◉●•◦📚داستان زیبا از زبان حضرت مسیح(علیه‌السلام) در با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط