{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم

نشسته‌ام به در نگاه می‌کنم
دریچه آه می‌کشد
تو از کدام راه می‌رسی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی‌ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۸)

برای کفشی کههمیشه پایت را می زندفرقی نمی کندتو راهت را درست ...

‌‌وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال منتا چه شود به عاقبت در طل...

من بلد نیستمدوستت نداشته باشم !سوادمتا دوست داشتنتقد میدهد ....

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری استجای گلایه نیست! که این رسم...

هوشنگ ابتهاج گفت:خیال دیدنت چه دلپذیر بود، جوانیم در این امی...

خیال آمدنت دیشبم به سر می‌زدنیامدی که ببینی دلم چه پر می‌زدب...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط