خب خب ادیت جدیدم از شینجی
خب خب... ادیت جدیدم از شینجی👀💔
عااا.... از اون جایی که حوصله ندارم فعلا کل زندگی نامه اکوما و شینجی رو بنویسم هر موقع ازشون ادیت زدم توضیح میدم:)
توضیح راجب ویدیو:
پدر کاترین(همون اوسیم که همیشه بیخیاله) یه تاجر خیلی معروف توی شهر ژاپنه. که میشه حتی گفت از تمام تاجر های توی اون شهر پولدار تر و با نفوذ تره. دلیل اصلی اینکه کاترین به همه میگه یتیمه اینه که از کارای غیر قانونی پدرش خبر داره و به همین دلیل ازش متنفره و مستقل زندگی میکنه مثل یه فرد یتیم عادی...
*کاترین خواهر و برادر و یا حتی مادر نداره و این راز و از بین دور و وری هاش فقط اکوما و شینجی میدونن💔
تو دنیای شینجی یکی از قانون های ژاپن، ممنوع بودن ورود گرگ نماها به شهره و ورود هر گرگ نمایی مثل شینجی، به شهر جرم بزرگی به حساب میاد و مجازاتش مرگه.
*به این دلیل که حدود 50 سال پیش یسری گرگ نماها به طور غیر منتظره ای شروع به تیکه پاره کردن بقیه انسان ها/حیوان نما ها کردن و به همین دلیل ورودشون به شهر اکیدا ممنوع شد. ولی این موضوع فقط مال 50 سال پیش بود. و در اون زمان فقط سه تا گرگ نما به دلیل های نامشخص موجب این کار شده بودند و به خاطر انها تمام گرگ نماهای بی گناه از تمام قستای آبادی مثل شهر تبعید شدند. ولی پرورشگاهی که شینجی توش بود توی روستا بود و آدمهای سرشناس مرگ فقیر نشینا یا روستایی ها برایشان زره ای مهم نبود اما اگرم مهم بود هیچ گرگ نمایی بلایی سرشون نمیاورد. اما شهریا هنوزم به اون قضیه 50 سال پیش اعتقاد دارن.
شینجی برای انتقام گرفتن از پدر کاترین، کسی که پدر خوانده ی او را به قتل رساند، نقشه ای میکشد تا او را بکشد. به همین دلیل خودش را به یک روباه جا میزند تا بتواند وارد شهر شود. اما تو این راه با خواهرش اکوما که سال ها پیش ازش جدا شده بود روبرو میشود، ولی متوجه میشه که اکوما بهترین دوست کاترین است. شینجی برای اینکه به نقشه اش برسد باید کاترین را به چنگ بیاورد اما نمی تواند پس نقشه ای تازه میکشد که به کاترین نزدیک شود اما کاترین با گول زدن شینجی او را به زندان می فرستد اما شینجی فرار میکند. او نقشه ای تازه میکشد که به دستان پدر کاترین به زندان بیافتد و تظاهر به اعدام شدن کند. نقشه اش را عملی میکند. پدر کاترین خیلی این پسر را دست کم گرفته بود. اما شینجی بازهم فرار میکند در حالی که هیچکس از زنده بودن او خبر ندارد.
*این مکالمه پدر کاترین با شینجیه که قبل از اینکه شینجی رو اعدام کنن با همدیگه این حرفایی که تو ویدیو گفته شده رو میزنن.:))
عااا.... از اون جایی که حوصله ندارم فعلا کل زندگی نامه اکوما و شینجی رو بنویسم هر موقع ازشون ادیت زدم توضیح میدم:)
توضیح راجب ویدیو:
پدر کاترین(همون اوسیم که همیشه بیخیاله) یه تاجر خیلی معروف توی شهر ژاپنه. که میشه حتی گفت از تمام تاجر های توی اون شهر پولدار تر و با نفوذ تره. دلیل اصلی اینکه کاترین به همه میگه یتیمه اینه که از کارای غیر قانونی پدرش خبر داره و به همین دلیل ازش متنفره و مستقل زندگی میکنه مثل یه فرد یتیم عادی...
*کاترین خواهر و برادر و یا حتی مادر نداره و این راز و از بین دور و وری هاش فقط اکوما و شینجی میدونن💔
تو دنیای شینجی یکی از قانون های ژاپن، ممنوع بودن ورود گرگ نماها به شهره و ورود هر گرگ نمایی مثل شینجی، به شهر جرم بزرگی به حساب میاد و مجازاتش مرگه.
*به این دلیل که حدود 50 سال پیش یسری گرگ نماها به طور غیر منتظره ای شروع به تیکه پاره کردن بقیه انسان ها/حیوان نما ها کردن و به همین دلیل ورودشون به شهر اکیدا ممنوع شد. ولی این موضوع فقط مال 50 سال پیش بود. و در اون زمان فقط سه تا گرگ نما به دلیل های نامشخص موجب این کار شده بودند و به خاطر انها تمام گرگ نماهای بی گناه از تمام قستای آبادی مثل شهر تبعید شدند. ولی پرورشگاهی که شینجی توش بود توی روستا بود و آدمهای سرشناس مرگ فقیر نشینا یا روستایی ها برایشان زره ای مهم نبود اما اگرم مهم بود هیچ گرگ نمایی بلایی سرشون نمیاورد. اما شهریا هنوزم به اون قضیه 50 سال پیش اعتقاد دارن.
شینجی برای انتقام گرفتن از پدر کاترین، کسی که پدر خوانده ی او را به قتل رساند، نقشه ای میکشد تا او را بکشد. به همین دلیل خودش را به یک روباه جا میزند تا بتواند وارد شهر شود. اما تو این راه با خواهرش اکوما که سال ها پیش ازش جدا شده بود روبرو میشود، ولی متوجه میشه که اکوما بهترین دوست کاترین است. شینجی برای اینکه به نقشه اش برسد باید کاترین را به چنگ بیاورد اما نمی تواند پس نقشه ای تازه میکشد که به کاترین نزدیک شود اما کاترین با گول زدن شینجی او را به زندان می فرستد اما شینجی فرار میکند. او نقشه ای تازه میکشد که به دستان پدر کاترین به زندان بیافتد و تظاهر به اعدام شدن کند. نقشه اش را عملی میکند. پدر کاترین خیلی این پسر را دست کم گرفته بود. اما شینجی بازهم فرار میکند در حالی که هیچکس از زنده بودن او خبر ندارد.
*این مکالمه پدر کاترین با شینجیه که قبل از اینکه شینجی رو اعدام کنن با همدیگه این حرفایی که تو ویدیو گفته شده رو میزنن.:))
- ۴.۵k
- ۰۴ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط