{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروعی دوباره

#شروعی دوباره

P3

داشتم قرار داد رو می خوندم که یهو یکی در رو باز کرد و آمد داخل و رفت سمت جئون و بغلش کرد و بهش کفت

=خیلی ترسیدم

_ چی شده

=داشتم میومدم پیشت شیری رو دیدم

_ شیر

=آره

_ جیوون شما اینجا دارین ؟

+آره توفان

= ماهم یه شیر داریم ولی این خیلی ترسناک بود

+توفااان
نویسنده : جویی شیر رو صدا زد و شیر اومد جلوی جویی و سرشو خم کرد و بعد هم پیشش نشست

+این کجاش ترسناکه ؟

= تو کی هستی که ازم سوال میپرسی هان

= جونگ کوک من خیلی ترسیدم میشه پیش تو بمونم

_ ولی اگه وسط معامله صدایی ازت در بیاد بد میبینی

=باشه

_خب جیوون خوندیش

+ آره اما اینجا ماهم یک قرار داد با همه داریم کسایی که مشتری قدیمی هستن توهم باید اونو امضا کنی

_ بده ببینمش

*بفرمایید

_ تا چند دقیقه دیگه وقتی خوندم امضا میکنم

+ باشه

= تو چرا روی این صندلی روبه روی جونگ کوک نشستی به چه حقی

+ من صاحب این بار و همکار جونگ کوکم

+ میتونم به اسم صدات کنم

_ میتونی کوک هم صدام کنی

= ولی تو به من اجازه نمیدادی که کوک صدات کنم چرا به این دختره اجازه میدی

_ بسه دیگه بزار اینو بخونم . . .
دیدگاه ها (۰)

#شروعی دوباره P2داشتن همین طوری نگاش می‌کردم که یکی صدام زد ...

#شروعی دوباره P1ویو جیوونامروز باید دیگه خودم برم بار ببینم ...

part 12عشق پنهان 《ویو جونگ کوک》 از اتاقم اومدم بیرون از پله ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط