{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروعی دوباره

#شروعی دوباره

P1

ویو جیوون

امروز باید دیگه خودم برم بار ببینم اوضاع اونجا چطوریه خیلی وقته نرفتم سر بزنم امروز ساعت ۸ میرم

ویو جونگ کوک

امروز قراره بیریم یکجایی رو انتخاب کنیم برای قرار داد هامون و من یک جارو سوراغ دارم امروز میرم اونجا ببینم خوبه یانه زنگ میزنم به تهیونگ که یه حوالی ساعت های ۸ اونجا باشی که بتونم چند ساعت رو اونجا باشم و پس زنگ زدم

(علامت کوک _ و علامت تهیونگ ^ )

_الو سلام داداش خوبی

^ممنون کوک تو چطوری

_ داداش ساعت ۷ونیم بیا دنبالم و لباس رسمی زیاد نپوش داری برای انتخاب مکان قرار داد ها میریم

^ حله داداش

_خدا حافظ

^خدا حافظ

ویو ساعت هشت جیوون

من با سهیون آمدم وقتی وارد شدم مسابقه ی بکس داشتن و منم عشق بوکس آمدم نشستم رو ی سندای که مافیا های بزرگ می‌نشستند داشتم میدیدم بازی رو که کسی که روی صندلی بغلی نشسته بود اومد جلو تر و گفت

(علامت گو جونوو ٪)

٪ خانم به این زیبایی رویه صندلی وی ای پی چی کار میکنه بوکس برای خانم ها نیست

+ از حرفاش حوصلم سر رفته بود

برای همین رفتم روی رینگ و مسابقه رو تموم کردم و گفتم
+ گو جونوو بیا روی رینگ با حرفات حوصلشو سر بردی

ویو جونگ کوک رسیدیم به بار رفتیم داخل که دیدیم یه دختر بسیار زیبا و خوش اندام بالای رینگ بوکس وایساده و یکی رو میگه بیاد بالا رفتین نزدیک دیدیم اونی که میگه دشمن خیلی ضعیف ماس اما توی بوکس خیلی خوبه و یهو صدایش بلند شد

٪باشه ویسا الان میام

+بیا منم همین رو میخوام

نویسنده : جویی جوری جونوو رو زد که همه زبونشون گرفته بود

ویو جیوون

داشتم همین طوری نگاش می‌کردم که یکی صدام زد و گفت . . .
دیدگاه ها (۰)

#شروعی دوباره P2داشتن همین طوری نگاش می‌کردم که یکی صدام زد ...

#شروعی دوباره P3داشتم قرار داد رو می خوندم که یهو یکی در رو ...

#Blondپارت 1ویوی jimin :+ امروز باید زودتر میرفتم سرکار چون ...

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط