{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت را برای باری دیگر بستی و بوسهای بر پیشانیام نهاد

چشمانت را برای باری دیگر بستی و بوسه‌ای بر پیشانی‌ام نهادی ، و من چمی‌دانستم که آن عشقی که نسیبم شد وداع تو بود..
.
.
.
پونیو کوچولویِ مامان🦋🖤
دیدگاه ها (۰)

من تورا در زمستان ، در میان بوته های خاری یافتم که تو را چنا...

دوستانم تورا کفر و نفرین میگویند ، و اما من هنوز هم در پس زم...

عزیزای من شاید دوباره مسدود شم به دلیل اینکه باعث شدم یه عرز...

به همین خاطره که بزرگن..

از همان اولین دیدار... دنیا ناگهان معنای دیگری گرفت. هوای ...

شکست آدم را آماده ی بردی با افتخار می‌کند اما من دوست دارم ه...

پارت اول:فیکِ نخ قرمز؛نجات دهنده مجرمان عاشق💋"درسال ۱۷۱۴ در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط