اگر ناشنوا بودم باز هم صدای نگاهت را میشنیدم

اگر ناشنوا بودم باز هم صدای نگاهت را میشنیدم؛
اما افسوس که در اوج بینایی تپشهای قلبت را ندیدم!
دیدگاه ها (۰)

دختری را که قرص برنج خورده بود را به بیمارستان اوردند داد می...

+ گاهی همه‌چیز دست به دست هم می‌دهند که ثابت کنند، به گونه‌ا...

«خلوتی میخواهم و آغوش تو.» ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌

« کاش میتوانستم تمام عشقم را در یک فنجان بریزم و برایت سرو ک...

در نگاهت غرقم، بی‌پناه و بی‌صداهر نفس تو، شد بهارِ جانم، ای ...

«مولانا می‌فرماید: “تن ز جان و جان ز تن مستور نیست...”✨آیا م...

من تو بچگی با ماموران اگاهی و اطلاعات گل کوچیک هم تو حیات شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط