{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر ناشنوا بودم باز هم صدای نگاهت را میشنیدم؛

اگر ناشنوا بودم باز هم صدای نگاهت را میشنیدم؛
اما افسوس که در اوج بینایی تپشهای قلبت را ندیدم!
دیدگاه ها (۰)

دختری را که قرص برنج خورده بود را به بیمارستان اوردند داد می...

+ گاهی همه‌چیز دست به دست هم می‌دهند که ثابت کنند، به گونه‌ا...

«خلوتی میخواهم و آغوش تو.» ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌

« کاش میتوانستم تمام عشقم را در یک فنجان بریزم و برایت سرو ک...

عزیزکرده‌... قدم‌هایت را نه بر خاک، که بر قلبم نهادی... همان...

اعتماد پارت|۱۳۲|

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط