بعد تو بغض و لبخندم را به هم آمیختماز تو شعری گفتم و اش

بعد تو بغض و لبخندم را به هم آمیختم🥺😔از تو شعری گفتم و اشک 🥲همه رو ریختم بعد تو طعنه ای ثانیه آزارم میداد ساعتم را وسط شهر به دار آمیختم 🖤🥲😔
دیدگاه ها (۰)

شب شکست پیمان شکستعهدی شکست قلبی شکستاز شکست هر شکستی بر دلم...

هر کسی از این دنیا چیزی بر میدارد... من اما فقط🖤🖤🖤دست برمیدا...

😔😏🖤

خسته از سرکار برگشتم خونه . .مشغول خوردن شام بودم که داداشم ...

ادامه پارت 101و لحظه ای توی سکوت سنگینی فرو رفت ...و صدای لر...

یه مشت کاغذ تا شده گرفت‌ جلوی صورتم و گفت انتخاب کن. یه لبخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط