در باغ ممنوعه‌ی ازلی جایی که گناه طعم شیرین انگور

«در باغِ ممنوعه‌یِ ازلی، جایی که گناه، طعمِ شیرینِ انگورِ

«در باغِ ممنوعه‌یِ ازلی، جایی که گناه، طعمِ شیرینِ انگورِ نارس می‌داد، او حضور داشت. نه آن‌طور که قصه‌ها می‌گفتند؛ نه با شاخ‌هایِ سرخ و دودِ گوگرد. چشمانش، گویی شبی عمیق بود که هزاران ستاره‌یِ سرکش را در خود جای داده بود و لبخندش، قولی بود برایِ رسیدن به دانشی که ممنوع بود.

او معشوقِ فرشته‌ای بود که از برجِ بلورینِ تقوا گریخته بود. فرشته، نه از سرِ سادگی، که با تمامِ آگاهی از سقوط، او را برگزید. می‌دانست که عشق به او، یعنی رقصیدن بر لبه‌یِ پرتگاه؛ یعنی انتخابِ تاریکی به جایِ نورِ یکنواخت.

شیطان، نه با وعده‌یِ قدرت، که با زمزمه‌یِ حقیقتِ وجود، فرشته را مسحور کرده بود. او در نگاهِ فرشته، چیزی فراتر از یک قربانی می‌دید؛ او در چشم‌هایِ نافذِ فرشته، انعکاسِ شورشیِ خودش را می‌یافت.

و این عشق، این پیوندِ ناگسستنی میانِ نور و ظلمت، خودِ گواهی بود بر اینکه گاهی، مقدس‌ترینِ عشق‌ها، در دلِ ممنوعه‌ترینِ انتخاب‌ها زاده می‌شوند. فرشته، در آغوشِ شیطان، معنایِ واقعیِ آزادی را یافت؛ آزادی از قوانینِ نوشته و نانوشته‌ای که روحش را به بند کشیده بودند.»
دیدگاه ها (۰)

Dana-Apada

🌷👩‍👧‍👦❤️ به نیت سلامتی همه مادران، یک لایک قلبی بزنیم ❤️👩‍👦‍...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

سپاه: سیدحسن نصرالله زنده است و راهش در اوج شکوه و اقتدار اد...

کپشن مهم

واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻من...

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

قلب دختر از عشق بود ، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا ام...

#کامل بخونآزادی همیشه به‌عنوان «نعمت» توصیف شده، اما کمتر کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط