{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The last part

The last part


_آه.. دختر ناناز بابا کیه؟
+مننننن(ذوق)
_نفس کوکی کیه؟
+منننننننن
_عمر بابایی کیه؟
+منننن
_قلب ددی کیه؟ همه جون ددی کیه؟
+مننننننن منننننن منننننن
_افرینننننن عشق بابایی

همینطور که دستام دور گردنش بود و داشت قربون صدقم میرفت.. یهو خمار به لب هام نگاه کرد..
همینطور سرشو نزدیک تر میوورد و انگار که تشنه لبامه.. هی لباشو باز و بسته میکرد و نفس های عمیق میکشید.. منم سرمو عقب میبردم..
واقعا ممکن بود مریض بشه..

_آه.. بیب... عذابم نده
+کوکی واقعا مریض میشی..
_برام مهم نیست.. من الان فقط تشنه لبای دخترکمم
+کوک لط..

یهو لباشو گذاشت رو لبام و مک عمیقی زد..
چشماشو بسته بود و دستشو دور کمرم محکم تر کرد و به خودش چسبوندم...
واقعا کله شق بود..
اگه خدایی نکرده مریض میشد چی؟
خدای من.. هوففف

عمیق از لبام کام میگرفت و بوسه های ریز و پی در پی رو لبام میزد..
چند مین که گذشت بوسه هاش رو محکم تر روی لبم میذاشت..
جوری که صدای بلندی از خودش جا بزاره..
محکم میبوسید و مک میزد..
در آخر زبونشو رو کل لب و دهنم کشید و جدا شد..
نفس نفس میزدم..

+آه کوکییی
_توله میدونستی لبات مسکنمه؟
+اگه مریض بشی چی؟(بغض)
_نترس بچه.. من مریض نمیشم.. اگرم بشم فدای لبای دخترک نازم..

سرمو گرفت و چسبوند رو سینش و جوری که انگار میخواد بچه بخوابونه اروم میزد به پشتم..
محکم بغلش کردم و گازی از گردنش گرفتم..

_آخ.. توله چیکار میکنی؟
+بابایی
_جان دلم شیطون بابا؟
+تو خیلی خوبی(بغض)
_آخ..
_عروسکم وقتی اینطوری میکنی فقط میخوام بخورمت.. بابایی قربون یه تار موت بشه.. کوکی واسه طعم لبات میمیره دختر بابا
+خدانکنه کوکی.. عاشقتم ددی
_من برات میمیرم بچه.. دور چشمات بگردم نفس کوکی.. عمرم.. شیرینک بابا.. عروسک ددی.. قربون چشات بشم اخه..

بوسه ی محکی روی چشمام کاشت و سرشو پایین اورد..
یه بوسه محکم دیگه روی لبام گذاشت و لیسی زد..

+عاشقتم باباییییی
_من برات میمیرم عروسک بابا


The end🌻...
دیدگاه ها (۳۳)

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

چند پارتی.. وقتی مریض میشی و اون میشه پرستارت.. Part 1(ویو ا...

The last part _چیشد؟(نگران) *منو ببخشید+چیزی نیست.. ممنونم*خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط