{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز عشقت سوختم ای جان کجایی

ز عشقت سوختم ای جان کجایی

بماندم بی سر و سامان کجایی

نه جانی و نه غیر از جان چه چیزی

نه در جان نه برون از جان کجایی

ز پیدایی خود پنهان بماندی

چنین پیدا چنین پنهان کجایی

هزاران درد دارم لیک بی تو

ندارد درد من درمان کجایی...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

گم شدم در خود چنان كز خويش ناپيدا شدم شبنمي بودم ز دريا غرقه...

چومویت مشکبار آمد سفر کنسحرگه بر صبامویی گذر کنمرا مویی ز حا...

گر مرد رهی ز رهروان باشدر پرده سر خون نهان باش بنگر که چگونه...

بي ياد حضور تو زماني كفرست حديث زندگانیصد جان و هزار دل نثار...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

دارم ز تهران می‌روم مردم خداحافظدیگر مرخص می‌شوم ای قم خداحا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط