{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی و دل دیوانه شد با هر خوشی بیگانه شد

رفتی و دل دیوانه شد با هر خوشی بیگانه شد
بی تو دگر این سوز غم پایان ندارد
غم با دلم هم خانه شد
کاشانه ام ویرانه شد
دردا که درد رفتنت
درمان ندارد درمان ندارد
با این من مانده تا به ابد
در آرزویت بگو چه کنم
چون مرغ دل در هوای تو گر
پر زد به سویت بگو چه کنم
دانم در این کنج خانه دگر
شادی نگیرد سراغ مرا
دیدگاه ها (۰)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

عاشقانه های شبنم

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

جاده بی راهه

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط