{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر مزار ایستاده‌اند

بر مزار ایستاده‌اند

بی‌گریه، بی‌کلام.

جنگ سال‌هاست تمام شده

اما سکوتشان

هنوز صدای همان روزهاست.

دستی روی سنگ

نامی که آهسته خوانده می‌شود—

انگار اگر بلندتر بگویند

مرگ دوباره اتفاق می‌افتد.
دیدگاه ها (۱۹)

زمانی دل‌ها به هم نزدیک‌تر بود.صفا و صمیمیت مثل هوای تازه تو...

جوونی بعضی وقت‌ها بی‌صدا می‌سوزه؛ میون روزمرگی‌ها، حسرت‌ها ...

هر شب، وقتی پلک‌هایم آرام روی هم می‌لغزند، سوتِ قطاری دوردست...

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛از تو عبور می‌کنند و چیزی را برای ه...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.96(از زبون ا.ت)...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p3روی پاهایش ایستاد. یک بار دیگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط