{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛

از تو عبور می‌کنند و چیزی را برای همیشه با خود می‌برند.

بعد از آن، زندگی «ادامه» دارد،

اما دیگر عادی نیست؛ فقط شبیه عادی بودن است.

سخت‌ترین بخش ماجرا همان لحظه‌ای‌ست

که باید دوباره برگردی به روزمرگی‌ها؛

بخندی، کار کنی، حرف بزنی،

در حالی که درونت هنوز در همان اتفاق گیر کرده است.

آدم بعد از بعضی دردها درمان نمی‌شود،

فقط یاد می‌گیرد با جای خالی‌شان زندگی کند.

بازگشت به زندگی عادی

بیشتر شبیه راه رفتن با زخمی‌ست که دیده نمی‌شود؛

قدم برمی‌داری، اما هر قدم

یادآور این است که دیگر مثل قبل نیستی.
دیدگاه ها (۲)

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

بعضی آدم‌ها را نمی‌شود از زندگی بیرون کرد…حتی وقتی رفته‌اند،...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

آهسته زندگی کن...بگذار طعم یک فنجان چای، همه‌ی حواست را پر ک...

— هوشنگ ابتهاج | بی‌خواهشی!گاهی آدم از برآورده نشدنِ خواسته‌...

عاشقانه های شبنم

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط