{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی غمها فقط نمیگذرند

بعضی غم‌ها فقط نمی‌گذرند؛

از تو عبور می‌کنند و چیزی را برای همیشه با خود می‌برند.

بعد از آن، زندگی «ادامه» دارد،

اما دیگر عادی نیست؛ فقط شبیه عادی بودن است.

سخت‌ترین بخش ماجرا همان لحظه‌ای‌ست

که باید دوباره برگردی به روزمرگی‌ها؛

بخندی، کار کنی، حرف بزنی،

در حالی که درونت هنوز در همان اتفاق گیر کرده است.

آدم بعد از بعضی دردها درمان نمی‌شود،

فقط یاد می‌گیرد با جای خالی‌شان زندگی کند.

بازگشت به زندگی عادی

بیشتر شبیه راه رفتن با زخمی‌ست که دیده نمی‌شود؛

قدم برمی‌داری، اما هر قدم

یادآور این است که دیگر مثل قبل نیستی.
دیدگاه ها (۲)

هر شب، وقتی پلک‌هایم آرام روی هم می‌لغزند، سوتِ قطاری دوردست...

بر مزار ایستاده‌اندبی‌گریه، بی‌کلام.جنگ سال‌هاست تمام شدهاما...

زندگی همیشه آرام و هموار نیست؛بعضی روزها شبیه طوفان است.باد ...

فهرست شیندلر

My angel ( part 1 ) بی وقفه اشک می ریخت و از خیابان های خالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط