بعضی وقت ها فکر میکنم که احساسات زیادی برای کسایی که لیاق

بعضی وقت ها فکر میکنم که احساسات زیادی برای کسایی که لیاقتش رو ندارند خرج کردم، یا شاید برعکس..
هر چی بیشتر میگذره به این فکر میکنم که من همیشه میخوام افسار احساسات دیگران دستم باشه اما، افسار احساسات خودم رها بود!
دیگه باید برای خودم زندگی کنم، بالغ بشم..

بزرگ شدن پروسه دردناکی هست که تورو به فریاد وا میداره و از درون تیکه تیکت میکنه..

وقتی که از لحاظ جسمی خسته ای و میخوای بخوابی باید برای آیندت تلاش کنی..
وقتی که از بغض سر ریزی باید قورتش بدی و به کارای عقب موندت برسی..
و وقتی نیاز به یک فرد داری، چشمات به جز فضای خالی اتاق چیزی نمیبینه:)
به خاطر همین تصمیم گرفتم کسی جز خودم و احساساتم رو نبینم..
_درد‌نوشت
دیدگاه ها (۸)

داشتم فکر میکردم.. چه اتفاقی میوفته که یه نفر به خودش این اج...

بعضی وقت‌ها، مدت طولانی به یک جا خیره میشم.. فکر میکنم که چر...

اینکه همیشه بقیه رو میخندونم قشنگه اما.. چرا، چرا یه بار خود...

خواهرت از تو بهتره.. چرا اینقد تنبلی؟... خیلی منزوی و بدبختی...

میخوام کاسه شعر بگم، کاسه شعربراتون سوال شده که چرا همش اپدی...

P18🍯-لارا لارا بلند شو{اروم تکونش میده}&بابا{گیج}-بلند شو با...

🐹 : امروز روز تولد منه ، پس بیاین چیزی که من بخاطرش اینجا هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط