{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا بیدار و بی تابم که دل سویِ تو می آید

بیا بیدار و بی تابم که دل سویِ تو می آید
که حسرتهای دیرینم سرِ کویِ تو می آید
چه آمد بر سرم دل تنگ و حیرانم گُلِ خندان
به هر سمتی که رفتم باز هم بویِ تو می آید
دیدگاه ها (۲۵)

بیا در شهریور زنجیری ببافیم از مهـر با سرانگشتان مردانه ی تو...

افسرده ام و چهره گوا نیستدل پیره وُ از غُصه سوا نیستا...

بگذار با صفای تو من زندگی کنمدر گوشه ی صدای تو من زندگی کنمپ...

جمعه هاخانه اماز عطر پونہ‌اے می‌ڪَوید کہپیدا و پنهان مهربانی...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

نه بیمارم نه خوشحالم، نه از حالم خبر دارمگهی با جان گهی با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط