گفتم آمین

گفتم: "آمین!"
پیش از آن که دعا کنم، پیش از آن که آرزوهای رنگارنگم را رو به رویم بچینم و یکی را انتخاب کنم، همه چیز را به خودش واگذار کردم...
می دانستم که بیشتر از خودم نگران من است و می داند که رویاهای من پر از کوچه های
بن بست و تاریک و بی فانوس است اگر کسی دستم را نگیرد!
چشم هایم را بستم و از ته دل گفتم: "آمین"...
چرا که می دانستم یکی آن بالا مرا دوست دارد...


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

اگه یہ روزے دیگه نتونستے یہ ڪسے رو از قلبٺ بِڪنے بدون اون عش...

👌🏻

خیلے از ماهاموندیمـ پاے ڪسے ڪهذره اے ارزش موندڹ نداشت ...و ه...

ﺑﮕﺬﺍﺭ امروزﺑﻪ ﭘﺎﺱﮔﺸﻮﺩﻥ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥﺑﻪ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥﺳﺮ ﺑﺮ ﺳﺠﺪﻩ ﻋﺎﺷﻘ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۰۷حالا زير كلي خاك بود. همه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط