{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 16

پارت 16
من:مگه جلوی چشاتو نمی بینی وسایلم خراب شدن
نامجون:هه سول میشه چن لحظه خفه شی
من:به مدیر میگم که بدون اجازه اومدن مدرسه
نامجون:هرکاری می خوای بکن فقط خفه شو
یونگی:باز با اونا درگیر شدی؟
نامجون:مهم نیست یونگی از اینجا برو بعدا حرف میزنیم
یونگی:نمی تونی همینطوری گروه رو ول کنی
نامجون:یونگی بعدا حرف میزنیم فقط برو
یونگی:باشه
وقتی داشتن میرفتن یونگی نگاهی بهم انداخت
یونگی:تو رو یادم می مونه
بعد تموم شدن مدرسه کلاس تقویتی داشتیم ولی من نمی تونستم بمونم باید امروز زود میرفتم و تو تمیز کردن پرورشگاه کمک میکردم هوا داشت تاریک میشد چون دیر رسیده بودم از اوتوبوس جا موندم و مجبور شدم پیاده برم رفتم تو یه کوچه خلوت یه لحظه حس کردم یکی دنبالمه قدمام رو تندتر کردم دستام داشت می لرزید می ترسیدم برگردم و پشتم رو نگا کنم که یهو یکی از پشت بازوم رو گرفت و کوبوندم به دیوار دستش رو گذاش رو دهنم یه پسر با لباس مشکی بود لبخند چندش آوری زد و دستش رو برد سمت لباسم که اون دستش که رو دهنم بود رو گاز گرفتم و ولم کرد با تمام وجود جیغ کشیدم و خواستم فرار کنم که از کولم گرفت و پرتم کرد رو زمین داشت میومد سمتم و منم سعی می کردم خودمو عقب بکشم از ترس چشام رو بستم که یهو با شنیدن صدای پسره چشامو باز کردم پخش زمین دیدمش سرمو بالا آوردم و با دیدن یونگی شوکه شدم یونگی رفت سمت پسره و شروع کرد به زدنش سریع از جام بلند شدم و سعی کردم جلوش رو بگیرم
من:یونگی ولش کن هییی بسه ولش کن بزار بره
بزور بازوی یونگی رو گرفتم و کشیدمش عقب که اون پسره بلند شد و فرار کرد
یونگی:حالت خوبه؟
من:خوبم
یونگی:تو این ساعت تو همچیک جای خلوتی چه غلطی می کنی اگه من اینحا نبودم چی
من:پس چطوری برم خونه.
هه خونه چرا اصلا اینو گفتم منکه خونه ندارم
نگاهی به دستای خونی یونگی انداختم
من:دستات زخمی شده
یونگی:چیزی نیست
من:بزار ببینمش
یونگی:گفتم چیزی نیس برو عقب
من:اصلا نخواستیم من میرم
یونگی:صبر کن باهات میام
من:نمی خوام
اینو گفتم و دوییدم که یونگی هم پشت سرم شروع به دوییدن کرد نزدیکای پرورشگاه وایسادم
من:رسیدیم می تونی بری
یونگی:کدوم خونه .
من:هیچ کدوم
یونگی:چی؟
من:من تو پرورشگاه ته کوچه می مونم
یونگی:باشه برو
پایان فلش بک*
دیدگاه ها (۰)

پارت15فلش بک*موهام و از جلوی صورتم کنار زدم نگاهی به ساعتم ک...

پارت14یونگی دستش رو گذاشت زیر چونم و تو چشای پر از اشکم زل ز...

#میشه قلبت رو هک کنم یونگی؟ پارت سوم♡تابش نور رو تو صورتم حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط